خیانت ممنـــــــــــوع

خوابیدن میان دستان تو
بیدار شدن روبه روی چشمان تو
دیدن لبخند هر روزه ی تو
گرفتن دستان گرم تو
سر بر بازوی تو نهادن
سرت را به سینه فشردن
راه رفتن بازو به بازو کنار نگاه تو
این است تنها آرزوی من , رویای همه ی شبهای من

 

[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/۳٠ ] [ ٧:٥٤ ‎ق.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

ســـهم مــن از تـــو ....

عشقــــ نیســـــــت؛

ذوقــــــــ نیســـــــت؛

اشتیاقــ نیســــــت؛

ســـهم مــن از تـــو....

همــان دلتنـــگی بی پایانی ست کــه روزهــا دیوانــه ام میکنـــد.....

 

[ پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/٢٥ ] [ ٤:٠۳ ‎ب.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

امروز روز تازه ایست...

روزی که سپاس از عمق قلبها برمی خیزد و می کوشد تا راه خود را بیابد و بر زبان آید...

می خواهم از تو بگویم ،از تو که فروزنده عشقی ، از تو که مادر مــهری ، از تو که همواره با راز خلقت آدمی عجین شده ای  و همواره شکفتن نوغنــچه های امید را نظاره گری و ....تشویق

تو نخستین رحمت الهی در نجات انسانی، قلبهای پراضطراب هر مادری با نگاه دوست داشتنی ات آرام میگیرد و آمدن عزیزترین موجود زندگی را نوید می بخشد ....تشویق

سلام به تو که هرلحظه از زمان حیاتی را امید می بخشی، سلام به تو که زیبایی زندگی را نوید می دهی، سلام به تو که اولین نفـــس، اولین نــــگاه ،اولین فریـــاد ،اولین اشــک و اولین عشـــق را میبینــی ....فرشته

روزتون مبارکـــــــــــــــــماچ

[ جمعه ۱۳٩۳/٢/۱٩ ] [ ٦:٥٧ ‎ق.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

بعضــی وقتا آدم تـو روز تَوَلُــدِش

منتظر تبریـــکــ یه نفر می مــونه

که فک میکنـــ ـــ ــ ــ ــ ــ ــ ــــــه

از همــه بیشتر به یادشـه .....دل شکسته

[ دوشنبه ۱۳٩۳/۱/۱۱ ] [ ۸:٢٤ ‎ق.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

سلاااااااااااااااااام

شرمنده چندوقته نیستم!!!!!!!!!

الانم فقط اومدم یه سر بزنم و برم!!!!!!!

پیشاپیشم سال نو رو به همتون تبریک میگمــــــــ

خوش بگذره به همتون.....

[ سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٠ ] [ ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

براى بغل کردن عشقت

دنبال دلیل و بهانه نباش

عاشقانه ترین احساس

زمانیست که به یک باره درآغوشش بگیری !

 


 

[ چهارشنبه ۱۳٩٢/۱۱/٢ ] [ ۸:۱٥ ‎ب.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

میخــــــــــــــــــــواهم عوض شوم!

چرا باید دلتنگ آغــــــوشت باشم؟!

میخواهم تو دلتنگ آغوشم باشیــــــــــ!

میخواهم آن سیب قرمز بالای درخت باشم

در دورترین نقطــــــه .... دقت کن!!!!

رسیدن به من آسان نیستـــــــــ

اگر همتش را نداری آسیبی به درخت نزن.....

به همان سیب های کِرم خورده ی روی زمین قانِــــــــــع باش.....

[ جمعه ۱۳٩٢/٩/٢٢ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

ای دل! شدی سنگ صبوری برای همـــــــــــه.
همیشه شریک دردهایشان بودی و همنشین دل خرابشان..
همیشه لحظه های تنهاییشان با تو تقسیم می شد و بغض های گلوگیرشان با گریه بر شانه های تو جاری می شد.  
ولی کـــــــــــــــاش می دانستند درد تو کمتر نیست، حال تو بهتر نیست..
کـــــــــــاش می توانستی فریاد بزنی که تنهایی درد دارد و چه سخت است..
اما ملالی نیست!
شاید، شاید قسمتت این بود.
درد کشیده باشی تا بفهمی حال دلی را که درد امانش را بریده و بفهمی نگفته هایی را که پشت سنگینی یک بغض پنهان مانده.

خدایا تنها مگذار دلی را که هیچکس دردش را نمی فهمد،
 چــــــــــــرا که خود می دانی چه سخت است تنهایـــــــــــی.

 

[ جمعه ۱۳٩٢/٦/۸ ] [ ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

عاشق روزهایی هستم که مهربان میشوی

حتی اگر نفهمم چرا ؟.............

 

[ جمعه ۱۳٩٢/٥/٢٥ ] [ ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

ابتــدا ” شُمــ ـا ” بـــود
بعـــد ” عزیــ ـز دلــ َـﭞ ” شـــد
و امـــروز دوبــاره ” شُمــ ـا ” شـده
درســﭞ مثــل وقتے ﮐﮧ خوابـــ مے بینے و
صبحــ بـــاز مے گردے سر جـــاے ِ اولـــــ ـﭞ …

 

[ دوشنبه ۱۳٩٢/٥/٢۱ ] [ ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

یک شب یک غریبه میاد میشه همه کَست …
و
یک شب همه کَست میشه یک غریبه …

 

[ دوشنبه ۱۳٩٢/٥/٢۱ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

هنوز دلخوشم به خدانگهدارت

اگر نمیخواستی برگردی ، اصراری نبود

که

خدا مرا نگه دارد.....

 

[ شنبه ۱۳٩٢/٥/۱٩ ] [ ٦:۳٦ ‎ب.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

هـــوس کــــرده ام خوب نبــــاشم ،

شـــایــد

حالــــم را بپــــرسی....؟؟

 

 

 

[ چهارشنبه ۱۳٩٢/٥/۱٦ ] [ ٦:۱٠ ‎ب.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

پذیرفته ام که تنها در قلبم
میتوانم داشته باشمـتـــ
و اینگونه با یادتــــ
تلـخ اما با عشق
زندگی میگذرد

 

[ چهارشنبه ۱۳٩٢/٥/۱٦ ] [ ٦:٠٥ ‎ب.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

کاش من هم کسی را داشتم ........
که با بستن چشمانم .......
حس قشنگ نگاهش را احساس میکردم .......
بوی نفسهایش را میشنیدم ........
کاش من هم کسی را داشتم .......
که حتی وقت نبودنم ....
عاشقم باشد ........

کاش .....

 

[ یکشنبه ۱۳٩٢/٥/۱۳ ] [ ۱:۳٤ ‎ب.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

ای جونم چقد نازه.....

ولی نی نی بدبخت داره خفه میشه که !!!

[ یکشنبه ۱۳٩٢/٥/۱۳ ] [ ۱:٢۳ ‎ب.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

خیلی خوابم میاد...

سرم رو پای عشقمه...

خمار خوابم ...

دارم بیهوش میشم...

بعد از 5دقیقه بیدارم میکنه...

میگه: پاشووو...

پاشوووو...

دلم برات تنگ شده... اگه پانشی قهر میکنما...

بعدش از خواب شیرین پامیشم...

میگه:حالا بوسم کن بعد بخواب!

اونوقت بعد از اون بوسه تازه می فهمم خواب شیرین یعنی چی...!!

 

 


[ یکشنبه ۱۳٩٢/٥/٦ ] [ ٦:٥۱ ‎ب.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

عشقت باید تو بغلت باشه
محکم تو سینه خودت فشارش بدی
تا نفسش بند بیاد
جیغ بکشه
دور خودت بچرخی و بچرخونیش
این قدر بچرخی ... بچرخی ... بچرخونی
تا سر هر دوتانو گیج بره پهن شید رو زمین
بعد چشماتونو ببندید
دنیا دور سرتون بچرخه ...

 

[ یکشنبه ۱۳٩٢/٥/٦ ] [ ٦:٢۱ ‎ب.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم: من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم!
دیگه دوستت ندارم …..
وچقدر دلم میخواهد بشنوم: کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری …..
مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی نیست !
اما …. نمیدانم چه حکمتیست که آدمی
همیشه اینجور وقتها میشنود : به جهنم … !!!

 

[ یکشنبه ۱۳٩٢/٥/٦ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

میدونـــے اشتباه از کجاست؟؟؟؟

از تو نیــست!!!!

اشتباه از "مــن" است...

هر جا رنجیـــدم به رویت نیاوردم

"لبخنـــد" زدم

فکر کردے درد ندارد

"محکــــم تر" زدے..

 

[ شنبه ۱۳٩٢/٥/٥ ] [ ٩:٢۱ ‎ق.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
و به شالاپ شلوپ‌های گل آلود عشق ورزیدیم.

دومین روز بارانی چطور؟
پیش‌بینی‌اش را کرده بودی
چتر آورده بودی
من غافلگیر شدم
سعی می‌کردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود

سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکند
حوصله نداشتی سرما بخوری
چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد

و چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی
و مجبور بودیم برای اینکه پین‌های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر برویم

فردا دیگر برای قدم زدن نمی‌آیم.
تنها برو!

[ جمعه ۱۳٩٢/٥/٤ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

لبهایم که تشنه و دلتنگ می شوند باران را می بوسم
من این جا زیر بارانم
وقتی که بسیار از تو دورم و تو را می خواهم
باران را می بوسم؛ او تو را قطره قطره در من فرو می ریزد
خاطرت باشد ؛ ما هر دو زیر یک آسمان زندگی می کنیم
در دو سوی باران ها من به تو و بوسه و باران ایمان دارم
و قاصدک ها به تو خواهند گفت که دوستت دارم !
زندگی شاید همین فاصلۀ خیس ِ بارانیست
که تو را به من پیوند می زند . . .

 

[ جمعه ۱۳٩٢/٥/٤ ] [ ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

وقتی سایه ها بوی "آدمیت" نمیــــدهند

همان بِهتر که سایه ای بالای سَرت نباشد

اینجا برای "حوا بودن"  آدم  کم است ....

شرمنده یه مدت نبودم !!!

[ چهارشنبه ۱۳٩٢/٥/٢ ] [ ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

اینکه شب و روز بهش فک کنی ....

اینکه هروقت میخوای حرف بزنی از اون بگی ....

اینکه هرجایی که هستی سراغ اونو بگیری ....

اینکه دوسش داشته باشی ....

اینا ینی چی؟

ینی واقعا عاشق شدم؟!

چرا؟

[ چهارشنبه ۱۳٩٢/٢/۱۱ ] [ ٩:٠٢ ‎ق.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

هیچ چیز دلنشین تر از این نیست که مدام نامت را صدا بزنم ؛

با یک علامت سوال "؟"

و تو با حوصله جواب بدهی "جون دلم"؟

[ چهارشنبه ۱۳٩٢/٢/۱۱ ] [ ۸:٥٥ ‎ق.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن

جز اونی که فکر میکنی به خاطرش زنده ای!!!!

مگه نه؟

[ یکشنبه ۱۳٩٢/۱/۱۱ ] [ ۸:۳٥ ‎ق.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

عشقم نمیدونی امروز چقد دلم برات تنگ شده

نمیدونی چی میکشم وقتی بدون تو نفس میکشم

فقط این امید به آینده است که بهم جون میده تا بتونم نفس بکشم

عشق من

هرروز و هرشب باهات حرف میزنم

وقتی چشامو میبندم دنیارو همونطور که دوست دارم تصور میکنم

دنیای باتو

بهم آرامش میده

باورت دارم که میتونی بشی شریک زندگی من

با یادت زندگی میکنم

بدون که هنوزم تو واسه من بهترینی و بهترین خواهی ماند ♥♥♥

[ پنجشنبه ۱۳٩٢/۱/۸ ] [ ٦:۳۸ ‎ب.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

می دونی چی بیشتر از همه آدم رو داغون می کنه؟!

اینکه هر کاری که در توانت هست براش انجام بدی...

آخرش برگرده بگه :

مگه من ازت خواستم.....

 

 


[ شنبه ۱۳٩٢/۱/۳ ] [ ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

بعضی وقتا انقد دلت میگیره از تنهایی که

شاید یه فکرای بَــــــــــــــــد به ذهنت بزنه

که....

خدایا چرا دوس داری اینجوری بشــــــه؟!

[ چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٢/٢۳ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ،

اشک از چشمانم ریخت و از چشمان خیسم فهمیدی که عاشقت هستم

حس کن آنچه در دلم میگذرد ،

دلم مثل دلهای دیگر نیست که دلی را بشکند!

تو که باشی چرا دیگر به چشمهای دیگران نگاه کنم ،

تو که مال من باشی چرا بخواهم از تو دل بکنم!

وقتی محبتهایت ، آن عشق بی پایانت به من زندگی میدهد

چرا بخواهم زندگی ام را جز تو با کسی دیگر قسمت کنم ،

چرا بخواهم قلبم را شلوغ کنم؟

همین که تو در قلبمی ،

انگار یک دنیای عاشقانه در قلبم برپاست ،

عشقت در قلبم بی انتهاست !

همین که تو در قلبمی بی نیازم از همه کس ،

تو را میخواهم و یک کلام فقط تو را ، همین و بس!

دیگر تمام شد ، تو در من حک شده ای، ای جان من ،تو همه چیز من شده ای!

از نگاهت خواندم که مرا میخواهی ، از آن نگاه شد که در قلب مهربانت گم شدم ،

تا خواستم خودم را پیدا کنم اسیر شدم ، تا خواستم فرار کنم ، عاشقت شدم!

[ پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۱٧ ] [ ٩:٤٤ ‎ق.ظ ] [ elaheh ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه